یادمان شهدای دشت ذوالفقاری، از یادمانهای دوران دفاع مقدس در نزدیکی شهر آبادان میباشد که علاوه بر ایام نوروز، بلکه در طول سال نیز میزبان زائران راهیاننور میشود.
شاید همه روزی فراموش کنند که در جبهۀ جنوب، چه نبردهایی در گرفت و چه لالههایی که پرپر نگشتند اما دشت ذوالفقاری اینها را از یادش نمیبرد!
دشت ذوالفقاری برای ما یک اسم ساده است و برای آبادانیها یک دنیا خاطره، خاطراتی که از روزهای ابتدای پاییز۵۹، به تلخی آغاز میشود و در روزهای ابتدای پاییز۶۰، به شیرینی میگراید. دشت ذوالفقاری، جولانگاه ستارههای بیادعای سالهای دفاع مقدس بوده است.
سیوسهسال بعد، یکی از بازماندههای همان جماعت، آمد و جنگ دیگری را آغاز کرد. جنگ او نه در میدان مین و پشت تیربار، که در راهروی دادگاه و پشت میز مسئولین بود. «قاسم صادقی» آنقدر رفت و آمد و مذاکره کرد و چانه زد که توانست «یادمان شهدای دشت ذوالفقاری آبادان» را زنده و به فهرست یادمانهای دفاع مقدس اضافه کند. حالا کاروانهایی که گذرشان به آبادان میافتد، حتماً از روایتگریهای عجیب و صریح حاج قاسم، خاطره دارند.
در کتاب «شاهرخ، حر انقلاب اسلامی» و «لباس شخصیها» میتوانید ماجرای دشت ذوالفقاری را به طور گستردهتر بخوانید.
کویذوالفقاری در بخششرقی شهر آبادان واقع است و در شمال آن رود بهمنشیر و در جنوب آن جاده خسروآباد قرار دارد. در پی عبور دشمن از رودخانه کارون در مورخ ۱۳۵۹/۰۸/۰۸ و تسلط بر ساحل شمالی بهمنشیر و محاصره آبادان، تیپ ۶ زرهی و واحدهایی از تیپ۳۳ نیروی مخصوص دشمن که در عبور از کارون تجربه داشتند، در اقدامی غافلگیرانه شب ۱۳۵۹/۰۸/۰۸ دو گردان از نیروهای خود را با نصب پل برروی بهمنشیر در منطقه کوی ذوالفقاری وارد جزیره آبادان کرده و تا جاده خسروآباد پیشروی میکنند. اما به یکباره با فریاد پیرمردی آبادانی به نام "علی دریاقلی سورانی" به یکباره همه چیز در سپاه آبادان تغییر میکند. فریادی که خبر از عبور نیروهای دشمن از رودخانه بهمنشیر در منطقه کویذوالفقاری میداد. وقتی این خبر در اسرع وقت به اطلاع مدافعان آبادان رسید، مدافعان بلافاصله در ساعت ۸:۳۰ نهم آبان در قالب گروههای عملیاتی به سوی کویذوالفقاری حرکت کرده و با هجومی برقآسا موفق شدند نیروهای دشمن را منهدم و یا مجبور به عقبنشینی به شمال رودخانه بهمنشیر کنند و از این پس تا زمان عملیات ثامنالائمه(ع) ، نیروهای عراقی هیچگاه موفق به عبور مجدد از این رودخانه نشدند و در تمامی این مدت حضور خود را با آرایشی پدافندی در شرق کارون حفظ کردند. در این عملیات محدود ۲۸۰ تن از افراد دشمن کشته و ۱۳۰ تن دیگر اسیر شدند.
شاهرخ ضرغام: دشت ذوالفقاری جولانگاه شاهرخ ضرغام هایی که نه پیراهن روی شلوار میانداختند، نه تسبیح دست میگرفتند و نه سینِ سبحانالله گفتنشان میزده. مردانی ساده بودند و البته لوطی. گمراه بودند، گاهی خلاف شرع هم میکردند اما «مرد» بودند. پرنسیب داشتند.
از اصول و چارچوبهایشان کوتاه نمیآمدند و همین، آخرسر نجاتشان داد. آقا شاهرخ و رفقای حبسکشیدهی قمهبهدستش، همان روزهای اول زدند به خط، منتظر استخاره و تکلیف و اجازه و حکم نماندند. با همان قمه و قدارهها آمدند و کمکم جنگیدن را آموختند و نامشان را در دشت ذوالفقاری آبادان، جاودانه کردند. شهید دریاقلی سورانی: اکنون به یاد شهید دریاقلی سورانی که با دوچرخه مسافتی ۹کیلومتری را تا سپاه آبادان به سرعت پیموده بود، بنای یادبودی در ابتدای ۴۰ متری ذوالفقاری آبادان تحت عنوان "پیک شهادت" احداث شده است.