سردار شش ماهه از آن بالا چه میبینی/
از روی دست خسته بابا چه میبینی/
از تشنگی یک خواب خوش چشمت ندید اما/
با تیر خوابیدی بگو حالا چه میبینی/
مادر سفیدی دو تا چشمت پر از خون است/
دورت بگردم اصغرم پس با چه میبینی/
رنج و سفر داغ و بلا دیدی در این دنیا/
مادر بگو حالا در آن دنیا چه میبینی/
من که در این صحرا سیاهی میرود چشمم/
فرزند دلبندم تو در گرما چه میبینی/
من که به جز گریه در این پایین نمیبینم/
سردار شش ماهه تو از بالا چه میبینی؟
از روی دست خسته بابا چه میبینی/
از تشنگی یک خواب خوش چشمت ندید اما/
با تیر خوابیدی بگو حالا چه میبینی/
مادر سفیدی دو تا چشمت پر از خون است/
دورت بگردم اصغرم پس با چه میبینی/
رنج و سفر داغ و بلا دیدی در این دنیا/
مادر بگو حالا در آن دنیا چه میبینی/
من که در این صحرا سیاهی میرود چشمم/
فرزند دلبندم تو در گرما چه میبینی/
من که به جز گریه در این پایین نمیبینم/
سردار شش ماهه تو از بالا چه میبینی؟



