هم حرف آتیشه/ هم صحبت از میخه/ یه رد خون روی صفحه تاریخه/ لَطَمَ خَدُها یعنی سیلی به روی مادرم نشست/ کَسَرَ ضِلعُها ای داد بیداد پهلوی مادرم شکست/