ز من مپرس که عمری چه کار میکردم/ گنه به محضر پروردگار میکردم/ بیا و آبرویم را بخر که بین همه/ به دوستیِ شما افتخار میکردم/ چو شمع سوخته در محفل محبت تو/ سرشک دیدهی خود را نثار میکردم/