تایمز لندن هم آن زمان گزارشی نوشت با این مضمون که «در آغاز جنگ برای ارتش عراق تصرف خرمشهر، پنج هفته به طول انجامید؛ یعنی حدود ۳۵ روز، در حالی که اکنون برای ایران زمان بازپسگیری آن کمتر از دو روز بوده است.
بخش دوم گفتگو با امیر سرتیپ سید ناصر حسینی از طراحان عملیات بیتالمقدس:
بعد از آزادسازی خرمشهر، این ایده مطرح شد که با آزادسازی خرمشهر به هدفمان که بیرون راندن متجاوز بود، رسیدیم. لذا ادامهی جنگ توجیهی ندارد. چرا جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر همچنان ادامه پیدا کرد؟
برای قضاوت و اظهارنظر در اینباره باید شرایط محیطی آن زمان را در نظر بگیریم. در آن زمان، ما از یک تجاوز سخت و ناجوانمردانه رها شده بودیم و میتوانستیم حتی دشمن را تعقیب کنیم. به عبارت دیگر، توازن قوا به نفع ما تغییر کرده بود. ابتدای جنگ، عراق دوازده لشکر آماده داشت، ولی بعد از عملیات بیتالمقدس لشکرهای عراق از همه پاشیده شده بودند و در حال فرار بودند. از نظر نظامی این توجیه وجود داشت که از موفقیت بهدستآمده استفاده کنیم و جنگ را تا دستیابی به اهدافمان، از جمله ساقط کردن و تسلیم کردن دشمن، ادامه بدهیم. بر همین اساس، جنگ ادامه پیدا کرد. البته مردم و رزمندگان هم برای ادامهی جنگ انگیزه داشتند. چون توانسته بودند مناطق اشغالی را از تصرف دشمن خارج کنند و دشمن را در خاکش تعقیب کنند. این موضوع به مردم و رزمندگان انگیزهی مضاعف داده بود.
از طرفی حضور نیروهای عراق در آن سوی اروند، که قریب چهارصد متر عرض دارد، تهدیدآمیز بود و بایستی حداقل چهل کیلومتر دورتر میشدند تا آتش سلاحهای دوربردشان به خرمشهر و آبادان نرسد. بنابراین بحثهای مختلفی در این خصوص مطرح شد. حدود یک ماه مذاکرات فراوان و کار کارشناسی انجام شد. نهایتاً عقل جمعی تصمیم گرفت که جنگ ادامه یابد.
دیپلماتهای ما نقل میکنند که سایر دیپلماتها از کشورهای دنیا، زمانی که خاک کشور ما در اشغال دشمن بود، ما را در مجامع بینالمللی تحویل نمیگرفتند. اما زمانی که عملیات بیتالمقدس انجام شد و توانستیم سرزمینهای خود را از اشغال دشمن خارج کنیم، جبههی دیپلماسی ما نیز تقویت شد. لذا دیپلماسی نیاز به پشتوانهی قوی و قدرت نظامی دارد.
در آن شرایط، شاید معقولتر به نظر میرسید که بتوانیم بدون جنگ به خواستههایمان برسیم. یکی از خواستههای ما این بود که عراق از ادعایش مبنی بر تجدید نظر در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر صرفنظر کند. ولی عراق همچنان بر ادعای غیرمنطقیاش اصرار داشت و همهی کشورهای حامی عراق هم از آن حمایت میکردند. حتی از آن پس، به عراق کمکهای بیشتری هم کردند. بهعنوان نمونه، کشورهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس، از صدور انقلاب اسلامی به کشورهایشان احساس نگرانی میکردند. یعنی مطلوب آنها این بود که جنگ ادامه پیدا کند و ملت، کشور و انقلاب ایران تضعیف و جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود. لذا امکان تحقق اهداف از طریق مسالمتآمیز وجود نداشت. بنابراین یکی از عوامل ادامهی جنگ همین کشورهای خارجی بودند.
عملیات آزادسازی خرمشهر چه بازتابهای بینالمللی در سطح منطقه و جهان داشت؟
پس از عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، نهایتاً ارتش عراق شکست و خروج خود از خرمشهر را تأیید کرد. بنابراین رسانههای بینالمللی نیز به سقوط خرمشهر اعتراف کردند. قبل از این شکست، قدرتهای جهانی با تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران، تصورشان این بود که ایران در این جنگ شکست خواهد خورد و از شعارها و آرمانهای خود دست خواهد کشید. اما اینگونه نشد و ایران سرزمینش را از اشغال خارج کرد.
بعد از این عملیات، کارشناسان خارجی شروع به نظریهپردازی کردند. یکی از کارشناسان در روزنامهی اشتوتگارت آلمان نوشت: «بازپسگیری شهر بندری خرمشهر توسط نیروهای انقلابی آیتالله خمینی، نتیجهی جنگ را بعد از بیست ماه به نفع آنان تغییر داد. نتیجهای که هیچکس تصور آن را نمیکرد. نتیجهای که میتواند دگرگونیهای شگرفی در جهان به وجود آورد.»
ایران در واقع مخالف وضع موجود آن روز جهان بود. موفقیت ایران در این عملیات بیانگر این بود که علیرغم خواست ابرقدرتها، ایران موفق شده سرزمینهایش را از اشغال نجات دهد و در واقع حرفش را پیش ببرد، حقانیتش را اثبات کند و به آرمانهایش نزدیکتر شود. بنابراین یکی از بازتابهای جهانی آثار این پیروزی، ترس دشمنان ایران از بروز تغییرات عمده در سطح جهان، از طریق الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران و امکان صدور انقلاب بود. به هر حال دشمنان با این تصور در مقابل ما صفآرایی کردند.
تایمز لندن هم آن زمان گزارشی نوشت با این مضمون که «در آغاز جنگ، برای ارتش عراق تصرف خرمشهر، پنج هفته به طول انجامید؛ یعنی حدود ۳۵ روز، در حالی که اکنون برای ایران زمان بازپسگیری آن کمتر از دو روز بوده است.» یعنی ایران در ابتدای جنگ ۳۵ روز مقاومت کرد و عراقیها با آن ارتش مجهز توانستند خرمشهر را بعد از ۳۵ روز از ایران بگیرند، حالا ایران آنقدر قوی شده که توانسته دو روزه خرمشهر را پس بگیرد.
در بخش دیگری از گزارش تایمز لندن، در خصوص علل این پیروزی آمده بود: «شور و شوق اسلامی و ناسیونالیسم ایرانی موجب شد که ایرانیها بتوانند تهاجم عراقیها را دفع کنند.» این گزارش بیانگر این حقیقت بود که با تدبیر حضرت امام (ره)، ایران توانسته از پتانسیل همهی ملت استفاده کرده و چنین قدرتی را ایجاد نماید. اینها محاسباتی بود که غرب انجام میداد. به هر حال عملیات بیتالمقدس باعث شد که بعد از آن، دنیا با نگاه دیگری به ایران بنگرد.
عملیات بیتالمقدس چه تأثیری بر استراتژی جنگی ایران و عراق داشت؟
بعد از این عملیات، وقفهای یکماهه در جنگ ایجاد شد. در حالی که در آن زمان یا میبایست جنگ را تمام میکردیم یا باید یک نیروی آماده را ایجاد میکردیم که بتوانیم دشمن را تعقیب کنیم. در این صورت، شاید آن روز میتوانستیم تا بصره برسیم، ولی یک ماه وقفه تا عملیات رمضان باعث شد که عراق از همهی قدرتهای خارجی و پشتیبانیکنندهی خود استفاده کرده و مواضع خود را تقویت نماید. مثلاً کشورهای عربی، پولهای سرشاری را به عراق سرازیر کردند؛ کارشناسان مختلفی از کشورهای جهان به عراق آمدند و به صدام مشورت دادند.
عراقیها توانستند زمین منطقهی شرق بصره را، که یکی از اهداف راهبردی و منطقهی مورد علاقهی ما بود، مسلح و نیروهای موجود در آن منطقه را تقویت نمایند. در این راستا، در مدت کوتاهی موانع بسیار زیادی ایجاد کردند و در پشت آن موانع سنگر گرفتند. این مقدمات، قدرت دفاعی ارتش عراق را بیشتر کرد؛ یعنی عراق در یک لاک دفاعی قوی فرورفت و معمولاً نیروهای ما در هرکدام از عملیاتهایی که بعد از عملیات بیتالمقدس انجام میدادند، بعد از چند روز، با پاتکهای خیلی قوی و سنگینی از سوی ارتش عراق مواجه میشدند. بهعنوان نمونه، در عملیاتهایی مثل رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر۱، خیبر و بدر و سایر عملیاتهای مشابه، ما توفیقات کمتری داشتیم. علت آن هم مشخص بود. مسلماً زمانی که ارتش عراق در خاک خودش دفاع میکرد، سرباز عراقی انگیزهی بیشتری برای دفاع داشت. اگرچه ارتش عراق و سایر کشورهای حامیاش هزینهی بیشتری برای دفاع پرداخت کرده بودند.
ابتکارات و ابداعاتی که در عملیات بیتالمقدس صورت گرفت چه بود؟
در عملیات بیتالمقدس اصلیترین ابتکار ما همان اصل غافلگیری بود؛ یعنی ما توانستیم چهار پل بزرگ پیامپی به طول حدود ۱۲۰۰ متر بر روی رودخانهی کارون احداث کنیم. اگر این ۱۲۰۰ متر پل را سوار کامیون کنیم، حدود ۵۰۰ کامیون میشود. حجم بالای جابهجایی برای انتقال این پلها، تحرک عظیم خودرویی را میطلبید که میتوانست موجبات کشف عملیات را باعث شود، لیکن با لطف و عنایت خداوند متعال این موضوع از دید دشمن پنهان ماند. بنابراین برای جلوگیری از کشف عملیات، مجبور بودیم که این نقلوانتقالات را یا در شب و یا در نقاط پوشیده از گیاه، مثلاً در جنگلها انجام بدهیم.
عملیات آمادهسازی و انتقال پلها حدود یک ماه به طول انجامید. این سطحههای پل از نقاط مختلف به منطقهی عملیات منتقل شدند که کمترین مسافت آن حدود ۲۶۰ کیلومتر بود و خوشبختانه همهی این تحرکات از دید ارتش عراق پنهان ماند. در غیر این صورت، ما نمیتوانستیم دشمن را غافلگیر کنیم. البته این غافلگیری براساس تجارب بسیار زیادی که در عملیاتهای گذشته به دست آمده بود انجام شد. لذا توانستیم تحرکات عظیمی را که برای این عملیات لازم بود به دور از چشم دشمن انجام بدهیم. همچنین یکی از مهمترین مباحث دربارهی عملیات بیتالمقدس، همین موضوع عبور از رودخانه است. عراق هیچوقت فکر نمیکرد ما بتوانیم چهار لشکر با آن همه تجهیزات نظامی، تانک و نفربر و ادوات نظامی را از رودخانهی کارون عبور بدهیم. لذا این مهمترین عامل موفقیت و ابتکار نظامی رزمندگان اسلام در آن زمان بود.
این عملیات چه تأثیری بر ابعاد سیاسی و دیپلماتیک ایران داشت؟
تا زمانی که سرزمین ایران در اشغال دشمن بود، ما از نظر سیاسی و دیپلماسی حرفی برای گفتن نداشتیم. دیپلماتهای ما نقل میکنند که سایر دیپلماتها از کشورهای دنیا، زمانی که خاک کشور ما در اشغال دشمن بود، ما را در مجامع بینالمللی تحویل نمیگرفتند. اما زمانی که عملیات بیتالمقدس انجام شد و توانستیم سرزمینهای خود را از اشغال دشمن خارج کنیم، جبههی دیپلماسی ما نیز تقویت شد. لذا دیپلماسی نیاز به پشتوانهی قوی و قدرت نظامی دارد. بنابراین مواضع ایران دقیقاً بعد از عملیات بیتالمقدس در مجامع جهانی تقویت شد. چون فهمیدند که ایران این قدرت و پتانسیل را دارد که سرزمینهای خود را از دشمن پس بگیرد.
به عبارت دیگر، این عملیات عمدهترین اثر را بر دیپلماسی کشور ما داشت. از این پس دیگر حرف ما در دنیا خریدار داشت. حتی شورای امنیت شش روز بعد از تجاوز عراق، فقط یک قطعنامه صادر کرد و چشم خود را نسبت به وقایع جنگ بست. اما بعد از ۲۱ ماه (زمانی که عملیات آزادسازی خرمشهر انجام شد) دومین قطعنامه را صادر کرد. چون دیدند ایران در حال پیشروی به سمت اهداف خود است. در واقع قطعنامهی دوم زمانی صادر شد که مانعی برای حرکت نظامی ایران باشد. بنابراین عملیات بیتالمقدس اثر فوقالعاده زیادی روی دیپلماسی ایران گذاشت و ایران را از این بابت مقتدرتر کرد.
در عملیات بیتالمقدس، استعداد نظامی و نیروی عملکنندهی ایران چقدر بود؟
در این عملیات، حدود هفتاد هزار نفر نیروی رزمی عملکننده داشتیم. البته نیروی دفاعی ما در طول جنگ، همواره از سیصد تا پانصد هزار نفر متغیر بود. البته باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که مرزهای مشترک ما با عراق، یک مرز طولانی ۱۴۰۰ کیلومتری است؛ از «دهانهی فاو» شروع میشود تا ارتفاعات «دالامپر داغ» در شمالغرب کشور. ما مجبور بودیم نیروهایمان را در طول این مرز تقسیم کنیم. چون هر قسمتی از این مرز نفوذپذیر بود. از آن طرف در منطقهی کردستان دو لشکرمان با عناصر ضدانقلاب درگیر بود. تا آخر جنگ این وضعیت ادامه داشت، ولی من فکر میکنم برای این عملیات، حدود هفتاد هزار نفر نیرو بسیج کردیم.
شهید صیاد شیرازی زمانی که در کردستان میجنگید، از همکاری با برادران سپاه تجربهی خوبی داشت. در آنجا قرارگاه مشترکی میان ارتش و سپاه ایجاد کرده بود. وی زمانی که به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و به جبههی جنوب آمد، همین تجربه را تکرار کرد. قرارگاه مشترکی بین ارتش و سپاه به نام قرارگاه کربلا ایجاد کرد که در آن کارشناسان ارتشی و برادران سپاه با هم طرحها را تهیه، بررسی و اجرا میکردند.
شما به وقفهی یکماههی بعد از عملیات بیتالمقدس اشاره کردید. علت این وقفهی یکماهه چه بود؟
بعد از عملیات بیتالمقدس، برای ورود به خاک عراق تردید وجود داشت. همین تردید باعث شد که این وقفه ایجاد شود. بعضیها میگفتند که امام مخالف ورود به خاک عراق است، ولی بعضی دیگر میگفتند باید دشمن را تنبیه کنیم. بعد از اینکه مقرر شد دشمن را تنبیه کنیم، کارشناسان نظامی گفتند بدون ورود به خاک عراق، نمیتوانیم دشمن را تنبیه کنیم. لذا مجبوریم وارد خاک عراق شویم. بنابراین خود این تردید یک ماه ذهن کارشناسان، مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی را مشغول کرد. آنها در این یک ماه، مشغول مذاکره بودند تا نهایتاً بعد از یک ماه تصمیم گرفتند که عملیات دیگری را شروع کنند. البته باید این نکته را هم در نظر داشت که نیروهای ما هم پای کار و آماده نبودند. چون تازه دو عملیات مهم و سنگین را پشت سر گذاشته بودند. بنابراین زمان لازم بود تا نیروها برای عملیات بعدی آماده شوند.
واکنش و موضع عراق در مقابل از دست دادن خرمشهر و شکستی که در این جبهه از ایران خورد چه بود؟
صدام حسین رئیسجمهور عراق بعد از این شکست، عملکرد خود را چنین توجیه کرد: «ما اصلاً در این جنگ قصدمان ضربه زدن، افزایش تلفات و انهدام نیروهای نظامی ایرانی بود، نه تصرف سرزمینهای شرق رودخانهی اروند که توانستیم به این هدف برسیم.» این در صورتی بود که صدام زمانی که قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را پاره میکرد، اهداف خود را به این مضمون بیان مینمود: «هدف اصلی ما این است که به حق خودمان برسیم که در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر از آن محروم شدیم. ولی حالا میخواهیم سرزمینهای عربی را آزاد کنیم.» با نگاهی به این مواضع میتوان دید که چگونه صدام دچار تناقضگویی شد.
موضع سازمان ملل و بهطور مشخص شورای امنیت در خصوص جنگ ایران و عراق چه بود؟ و فرایند پذیرش قطعنامه از سوی ایران و عراق و نهایتاً برقرای صلح بین دو کشور چگونه بود؟
در مجموع در هشت سال جنگ تحمیلی، هشت قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در خصوص جنگ ایران و عراق صادر شد که صرفاً در قطعنامهی ۵۹۸ مقداری به حقوق ایران اشاره شد. یعنی هفت قطعنامهی قبلی را به سود عراق نوشته بودند تا به نوعی حمله و حضور ارتش عراق در داخل ایران را توجیه کنند. حتی در هفت قطعنامهی قبلی، جنگ ایران و عراق را «جنگ» نمیدانستند و با عنوان «وضعیت بین ایران و عراق» از آن یاد میکردند. فقط قطعنامهی ۵۹۸ است که لفظ «منازعهای بین ایران و عراق» را به کار میبرد. آن هم صرفاً به این دلیل که نهایتاً جنگ را خاتمه دهند.
مذاکرات مکرر و فشردهای بین دو کشور در سازمان ملل برگزار شد. بارها این مذاکرات به بنبست خورد. شش ماه مذاکرات به نتیجه نرسید و حتی مدتی به حالت تعلیق درآمد. تا اینکه نهایتاً قطعنامه را دو کشور ایران و عراق پذیرفتند. ولی عراقیها در خلال مذاکرات، همچنان بر موضعشان مبنی بر تجدید نظر در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر اصرار داشتند. اما در سال ۶۹ که عراق به کویت لشکرکشی کرد، برای اینکه با ایران وضعیت بهتری را ایجاد کند و خیالش از بابت پشت جبههاش با ایران راحت باشد، با رئیسجمهور وقت جمهوری اسلامی ایران وارد مکاتبه شد. در این مکاتبات، حدود ده نامه مبادله گشت. صدام در نامهی آخر نوشت: «آنچه را که شما میخواستید و بر آن تأکید میکردید، پذیرفتم.» معنای این نامه این بود که من شخص صدام، که در سال ۱۹۷۵ این قرارداد را امضا کردم و در سال ۱۹۸۰ آن را پاره کرده و جنگ را آغاز کردم، اکنون در سال ۱۹۹۰ مجدداً این قرارداد را پذیرفتم.
یکی از بندهای مهم قطعنامهی ۵۹۸ این بود که هیئتی را دبیرکل سازمان ملل متحد اعزام کند تا در دو کشور تحقیق کنند و متجاوز جنگ ایران و عراق را به دنیا معرفی نمایند. در حالی که اگر به فرایند پذیرش قرارداد الجزایر از سوی عراق در سال ۱۹۷۵، پاره کردن آن در ۱۹۸۰ توسط صدام و پذیرش مجدد آن در سال ۱۹۹۰ دقت کنیم، بهوضوح روشن است که صدام خود به متجاوز بودنش اعتراف کرده است. امری که صدام در نامهی آخر، مبنی بر پذیرش مجدد قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، بهصراحت به آن اعتراف کرد. این در حالی بود که شانزده ماه پس از این اعتراف، سازمان ملل هیئتی را برای تحقیق دربارهی شناسایی متجاوز به ایران و عراق اعزام کرد و صدام را بهعنوان متجاوز در جنگ تحمیلی اعلام کرد. البته ذکر این نکته ضروری است که این پیروزیها در واقع تفضل الهی بود و خداوند در پاسخ به اخلاص حضرت امام (ره)، شهدا و این ملت مقاوم، پیروزهای بعدی را نصیب جمهوری اسلامی ایران کرد.
بخش اول این گفتگو را میتوانید در اینجا مشاهده کنید.
انتهای پیام/