لطف خداوند همه جا نصیب ما شده و ما هر جا که نیرو کم بیاوریم و هر جا که قدرت زرهی ما کم باشد هر جا که آتش توپخانه ما کم باشد ما به وضوح دیدیم که خدا کمک‌مان کرده است و عیناً دیده می‌شود.
گفتگو با مسئول وقت عملیات جنوب سپاه سرلشکر غلامعلی رشید

عملیات بستان از جمله عملیات‌های غرب کشور است که با موفقیت چشمگیری انجام شد. عملیات‌های غرب را می‌توان به لحاظ موقعیت استراتژیکی که به دلیل پستی‌ها و بلندی‌هایش دارد پیچیده‌تر از جبهه جنوب دانست. متنی که از نظر خواهید گذراند گفتگویی است که در همان سال با غلامعلی رشید یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس انجام شده است.

میزان خسارت دشمن در این حمله از لحاظ نیروی زمینی، هوایی و انسانی تا چه حد بود؟
همان‌طور که گفتیم نیروی دشمن به استعداد سه تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه و حدود سه تیپ پیاده، یعنی بیش از دو لشکر بود و این را دشمن بداند و مایه ذلت او بشود که نیروهای اسلام که در روز هشتم آذرماه در پایان ماه محرم به او حمله کردند از سپاه پاسداران سه تیپ پیاده در این حمله شرکت داشتند که این سه تیپ پیاده را بعضی از یگان‌های زرهی ارتش جمهوری اسلامی پشتیبانی می‌کردند و یگان‌هایی از لشکر ۱۶ بود. آمار تلفات نفری دشمن، آن تعدادی که توسط برادران به خاک سپرده شده است حدود دو هزار نفر بود که فقط در شمال رود کرخه حدود ۱۲۰۰ نفر کشته شدند که تعدادی از کشته‌ها در منطقه خودش ماند و تعداد زیادی از مزدوران عراقی به طرف منطقه باتلاقی هورالعظیم فرار کردند که نه خود دشمن از آن‌ها خبری دارد و نه ما. اسرای آن‌ها حدود ۶۰۰ نفر گزارش شده و آمار تانک و نفربر منهدم شده در محور شمال و جنوب کرخه حدود ۱۶۰ دستگاه بود. حدود ۸۰ دستگاه تانک سالم تاکنون نیز به غنیمت گرفته شده و تخلیه گردیده است و هنوز تعدادی از آن‌ها در مناطق باقی است که بایستی تخلیه شوند. همچنین حدود ۲۰ قبضه توپ ۱۳۰ و ۱۵۲ میلیمتری از دشمن به غنیمت گرفته شده است. ضمناً تعداد زیادی ضد‌هوایی و بیش از چهارصد دستگاه خودرو دشمن به غنیمت گرفته شده و یا منهدم گردیده است. لازم به یادآوری است که در این حمله حدود صد دستگاه لودر و بلد‌وزر و وسایل دیگر مهندسی دشمن به غنیمت گرفته شد.
لشکر شش نیروی دشمن از قوی‌ترین لشکر‌های عراق بود و به آن زیاد می‌بالیدند که با این حمله حدود ۶۰ درصد آن آسیب دیده و تیپ ۲۶ زرهی و تیپ ۲۵ مکانیزه آن لشکر به کلی منهدم شد و از پرسنل و تجهیزات آن هیچ‌کدام موفق به فرار نشدند. این خساراتی بود که دشمن دید.
در طول این عملیات حدود ۱۲ فروند هواپیما از انواع میگ و سوخو و میراژ سقوط کرد که ۱۰ عدد آن‌ها توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی ما و ۲ عدد دیگر توسط پدافند‌های زمین به هوا ساقط شدند و سه نفر از خلبان‌های آن تا آنجایی‌ که من اطلاع دارم نیز دستگیر شده‌اند. ضمناً چهار هلی‌کوپتر دشمن در تنگه چذابه توسط موشک‌های تاو برادران سقوط کرده است.
لازم به یادآوری است که در حدود ۱۵ روز قبل از عملیات و ۱۰ روز بعد از عملیات، دشمن تمام منطقه غرب سوسنگرد و الله‌اکبر را بمباران کرده ولی به لطف خدا تلفات نظامی ما از نظر نفر و تجهیزات در حد صفر بود یعنی ما دو مورد تلفات داشتیم یکی در شهر بستان بود که تعدادی در حدود ۳۰ نفر از مردم عشایر و عرب ما شهید شدند و مورد دومش در شهر حمیدیه بود که بیست نفر شهید شدند. ولی از نظر افراد نظامی و وسایل نظامی یک وسیله و یا یک نفر مورد اصابت بمباران هوایی دشمن قرار نگرفته است و این لطف خداوند است که به وضوح در جبهه‌ها می‌بینیم.
آمار شهدای ما با توجه به گستردگی آن بسیار بسیار کم بود، یعنی ما وقتی طرحی را به نام طریق‌القدس می‌ریختیم. آمار شهدایمان را با توجه به گستردگی عملیات بسیار بیش از این در نظر می‌گرفتیم که این تعداد ضمن ارزش غیر تصور تک‌تک آن‌ها، به لطف خدا خیلی کم بود. زخمی‌های ما اکثرا سطحی بودند که بعضی از آن‌ها مجدداً به جبهه برگشتند و این را هم مردم خودمان بدانند که خوشحال بشوند و هم دشمن بداند که زبون و بیچاره‌تر بشود که از وسایل زرهی ما هیچ‌کدام منهدم نشد و الحمد‌الله ارتش روز بروز هم در حال بازسازی است و توان و قدرت رزمی آن بالا می‌رود.

مردم منطقه از پدافند هوائی و ضعف آن صحبت می‌کردند شما این ضعف را در چه می‌بینید؟
ما پدافند ضدهوایی از نوع ۲۳ میلیمتری و ۵۷ که بیشتر از خود عراق به غنیمت گرفته شده و آن چهار لوله‌ها تعداد زیادی داریم اما چرا هواپیماهای دشمن توسط این پدافند‌های ضعیف سقوط نمی‌کنند به این دلیل است که آن‌ها در فاصله بسیار بالایی پرواز می‌کنند و برد این گلوله‌ها به آن نمی‌رسد یعنی هواپیماهای دشمن هیچ‌گونه هدف مشخصی را دنبال نمی‌کنند در یک منطقه می‌آیند مثلاً در منطقه عمومی بستان و هویزه و از فاصله زیاد بمب‌های خود را پایین می‌ریزند این است که پدافند‌ها بردشان به آن نمی‌رسد و موشک‌های زمین به هوای قوی باید آن‌ها را دنبال کند مانند سام ۶ و هاگ که البته اگر به پایگاه‌های شکاری ما نزدیک بشوند صد درصد مورد اصابت این موشک‌ها قرار می‌گیرند و خود موشک‌های فانتوم هم به راحتی آن‌ها را مورد هدف قرار می‌دهند و لذا دشمن از فاصله بالا می‌آید و بی‌هدف بمب‌های خود را می‌ریزد. در حال حاضر سپاه به سلاح‌های پدافند ساده تجهیز است و بسیج هم کنار سپاه می‌جنگد و ما در منطقه تعداد زیادی پدافند داریم و اگر دشمن بخواهد هدف را بزند صد در صد مورد اصابت ما قرار می‌گیرد.

به نظر شما امیدهای فعلی دشمن در منطقه چیست و چه طرح‌هایی برای آینده دارد؟
یک امید پوچی که دشمن دارد بیشتر به نظر من به ضد انقلابی است که آن هم در خارج سر و صدا دارد و نه در داخل ایران، یعنی همین ضد انقلاب که بعضی از مراکزش خارج است مانند مجاهدین خلق که سر و صدا و تبلیغات زیاد می‌کند و آن امیدی که صدام به منافقین خلق دارد بیش از آن امیدی است که به سربازان خودش دارد و آن تحلیل‌های پر از توهم و سطحی که با بینش طاغوتی خودشان نتیجه‌گیری می‌کنند که مثلاً ما تا یک زمان محدودی می‌توانیم با ضدانقلاب بجنگیم. در حالی که باید بدانند از زمانی که ضد انقلاب داخلی دست به ترور مسئولین کشور ما زد انسجام دولت و ملت بیشتر شد و الان دشمن شاید به این نتیجه برسد و رسیده باشد که امیدش پوچ بوده و هست.
یکی دیگر از دلائل ماندن دشمن یا مقاومت بیهوده‌ای که به خرج می‌دهد به خاطر غروری است که صدام دارد. اگر ما در تاریخ مطالعه کنیم می‌بینیم که هیتلر وقتی می‌خواست به کشوری مثل چکسلواکی حمله کند با ۳۶ لشکر حمله می‌کرد. ۳۶ لشکر، یک امر شوخی نیست و چیزی در حدود ۵۰۰ هزار نفر نیروی سازمان یافته مسلح است.
تازه وقتی می‌خواهد با این نیرو حمله کند می‌گوید من نگرانم و ممکن است از جناح راست مورد تهدید قرار بگیرم، الان جنگ ما با عراق، جنگی در حد ۱۵، ۱۶ لشکر است. صدام و یا فرماندهان دیکتاتوری مثل هیتلر برایشان تلفات نفر و تجهیزات مهم نیست ما می‌بینیم که در هر پاتک و ضدحمله‌ای که بعد از فتح ما صورت می‌گیرد چیزی به جز تلفات عاید دشمن نمی‌شود یعنی ما یک حمله به آن می‌کنیم مقدار زیادی از نیروهایش منهدم می‌شود، دوباره روی همان مواضع تصرف شده می‌ایستیم و منتظر می‌شویم که‌ حمله‌های کند و شاید نصف نیرویی که در کل حمله از دست داده، در ضدحمله‌هایی بود که انجام داد. در همین حمله اخیر سه ضدحمله در شمال رودخانه نیسان زد که در یکی از ضدحمله‌هایش تیپ ۶ او بود که تقریباً ۵۰ درصد استعداد‌ش را از دست داد و یک قدم پیشروی نکرد. ضدحمله‌ای که دو شب بعد زد تیپ ۱۲ زرهی لشکر ۳ بود که تقریباً یک گردان تانک کامل و دو گردان کماندو آن کاملاً منهدم شد.
من نظرم این است که اگر فرماندهان ارتش عراق فرصتی پیدا کنند و بنشینند تحلیل کنند، می‌بینند که با وجود این‌که از صد درصد نیروهای خود استفاده و حمله کرده است، آن هم حمله احمقانه‌ای که ابرقدرت‌ها صدام را اغوایش کرده بودند و به داخل مملکت ما آمد به جزء یکی دو تا از شهرهای نوار مرزی و مقداری منطقه رمل و تپه‌های شنی چیزی به دستش نیامده است و الان در طول ۸ ماه است که ما مدام به او حمله می‌کنیم و در تمامی حملاتمان موفق می‌شویم و آن‌ها دست به هر ابتکاری زده نتوانسته‌اند از حملات ما جلوگیری کند. ما وقتی به سنگرهای دشمن می‌رسیم و به مناطق آزاد شده می‌رسیم با یک بررسی خیلی کوتاه می‌فهمیم که تمامی اعمالی که در زمینه نظامی در این زمین اشغالی از ظرف دشمن انجام شده تماماً مبنای دفاعی دارند از میدان‌های وسیع مین گرفته تا سنگرهای مستحکم و خاکریز‌های متوالی و احتیاط‌های رده و رده‌ای که تا عمق خود به کار می‌گیرند تماماً حاکی از این است که در فکر حفظ این منطقه بوده‌اند و می‌بینید و دیدند که در مناطق آبادان، کرخه کور، بستان و در دارخوین، برادران شجاع ما از تمامی این موانع و استحکامات نظامی عبور می‌کنند و آن‌ها را شکست می‌دهند اگر تحلیل بکنند شاید ذره‌ای امیدوار نباشند و دشمن بداند که ما هدف‌مان بیرون راندن ارتش عراق از سرزمینمان تا پاشیده‌ شدن و سرنگونی نظام بعث می‌باشد. و هرگز این همه ظلم و ستم و تلفاتی که از مردم محروم و غیرنظامی ما در شهرهای آبادان، خرمشهر، هویزه، سوسنگرد و دزفول شد را نمی‌بخشیم و از خدا طلب یاری می‌کنیم که دشمن را تا نفر آخر از بین ببریم.

نظر شما راجع به غنایمی که از بعثیون عراق گرفته شده چیست؟
نظر من، شخصاً نه ارگانی این است که غنائمی مانند توپ و تانک به برادران ارتش جمهوری اسلامی داده شود و اما آن غنائم سبک از خمپاره گرفته تا تفنگ ۱۰۶ میلیمتری و تیربار و کلاشینکف و آرپی‌جی ۷ و بعضی از خودروهایی که ما لازم داریم آن‌ها به سپاه برسد و دعوایی سر غنائم به آن صورتی که پخش شده نیست غنائم مهندسی هم طی طرحی که داده‌ایم بایستی بین مهندسی ارتش و جهاد و سپاه تقسیم شود که برای عملیات بعدی به کار گرفته شود.

در مورد گردان‌ زرهی سپاه و آموزش سلاح سنگین، با توجه به تأکیدات موکد آیت‌الله منتظری به برادران سپاه پاسداران تاکنون چه اقداماتی انجام شده است؟
در این عملیات (طریق‌القدس) سپاه پاسداران برای اولین‌بار دست به تشکیل یک گردان زرهی و یک گردان مکانیزه زد که پیش روی خیلی چشمگیری داشتند و اگر فرصتی به ما دست دهد که این گردان‌ها را گسترش دهیم و در حد تیپ و لشکر برسانیم این مایه خوش‌بختی است. فعلاً بعد از حمله آبادان و با غنائمی که از ارتش عراق به دست آمد برای اولین‌بار گردان‌های زرهی سپاه وارد عمل شدند و این امر به سادگی امکان‌پذیر است مخصوصاً با آن شور و شوقی که برادران پاسدار دارند که آموزش تانک و وسایل زرهی را خیلی سریع فرا می‌گیرند و می‌توانند از همین سلاح‌های غنیمتی که ما در حمله آبادان و بستان حدود ۲۰۰ دستگاه تانک از دشمن به غنیمت گرفتیم می‌توانیم یک لشکر زرهی را به آسانی تدارک ببینیم که البته این امر نبایستی هیچگونه سوء تعبیری در مورد تضعیف ارتش باشد چرا که همه تلاش و کوشش ما این است که ارتش بازسازی و تقویت شود.

چه ارگان‌هایی در این حمله شرکت داشتند و هماهنگی آن‌ها به چه صورت بود؟
مهم‌ترین ارگانی که در این فتح‌ها دوش به دوش برادران سپاه، بسیج و ارتش جمهوری اسلامی همکاری می‌کند ارگان جهاد سازندگی است که از امکانات مهندسی آن به نحو احسن استفاده می‌شود و دوش به دوش برادران پاسدار در خطوط مقدم جبهه هر جا که لازم باشد کار می‌کنند که جداً ما از تمامی برادران کمال تشکر و سپاسگزاری را داریم و امیدواریم که ما را با توجه به این‌که الان امکاناتشان با این غنائمی که از ارتش مزدور عراق گرفته شده بالا رفته، در آینده بیشتر یاری کنند و ما همیشه شاهد بودیم که این برادران تا چه حد زحمات طاقت‌فرسا می‌کشند در تمامی درگیری‌ها شهید و زخمی داده‌اند و خون این برادران با خون برادران سپاه و ارتش آمیخته شده است. ما کمال تشکر را از ارگان جهاد سازندگی داریم.
تشکر دیگر من از برادران ارتش است مخصوصاً از پشتیبانی لشکر دلیر ۱۶ زرهی و مخصوصاً از فرمانده این لشکر به نام جناب سرهنگ سیروس لطفی که جداً شعور فوق‌العاده نظامی ایشان را در تمامی جبهه‌های جنوب به وضوح می‌بینیم و یکی از برادران نادر و فعال ارتش جمهوری اسلامی است برادری فوق‌العاده کاردان، لایق و ماهر در مسائل نظامی، خداوند ایشان را و تمامی برادران پرسنل این لشکر را حفظ کند و تشکر دیگری از لشکر ۹۲ زرهی خوزستان داریم مخصوصا از فرمانده آن لشکر جناب سرهنگ نیاکی که فوق العاده مرد آزموده و مجربی در امور نظامی هستند و البته در این حمله بعضی از یگان‌های این دو لشکر با ما همکاری می‌کردند.

در پایان اگر سخنی در مورد کمک‌های غیبی خداوند و همچنین پیامی به مردم دارید بفرمایید.
لطف خداوند همه‌جا نصیب ما شده و ما هر جا که نیرو کم بیاوریم و هر جا که قدرت زرهی ما کم باشد هرجا که آتش توپخانه ما کم باشد ما به وضوح دیدیم که خدا کمک‌مان کرده است و عیناً دیده می‌شود. برادرانی که در شب حمله می‌خواستند در عملیات شرکت کنند بعد از نمازشان می‌گفتند ما به وضوح خدا، پیامبر و ائمه و امام زمان را کنار خودمان می‌دیدیم اما این کمک‌های غیبی خداوند را با آن هدایت‌های خاص خودش که وقتی در زمینی به عمق ۲۲ کیلومتر پیش روی صورت می‌گیرد این برادران را غیر از خدا کس دیگری هدایت نکرده است.
اما پیامی که برای مردم دارم این است که اگر کمک مردم نباشد ما آن توان لازم و نیروی لازمی که برای بیرون راندن دشمن احتیاج داریم نخواهیم داشت پیام من به مردم این است که باز هم ما را کمک کنند و ما بی‌اندازه از کمک‌های مادی و معنوی و مخصوصاً از کمک‌های انسانی ایشان کمال تشکر را داریم. مردم باید آمادگی شهادت فرزندانشان را داشته باشند تا ما با دشمن ظالم، منافق و کافر بجنگیم و آن را از سرزمین اسلامی خودمان بیرون کنیم. جنگ تلفات و شهید دارد جنگ زخمی دارد و همیشه اسلام در مراحل و زمان‌ها احتیاج به خون دادن دارد و در این مرحله از زمان نیز ما باید به خاطر اسلام و به خاطر از هم پاشیدن نظام کفر شهید بدهیم تا بتوانیم پیروز شویم.
انتهای پیام/

https://pgolf.ir/vdch.in-t23nv6ftd2.html
نام شما
آدرس ايميل شما