شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۶
کد مطلب : 1233

عملیات مطلع الفجر

عملیات مطلع الفجر با رمز مبارک «یا مهدی (عج)» در تاریخ ۱۳۶۰/۰۹/۲۰ آغاز شد و تا تاریخ ۱۳۶۰/۱۰/۰۶ ادامه یافت. هدف از اجرای این عملیات آزادسازی بلندی‌های غرب، گیلان غرب و شیاکوه، فراهم سازی مقدمات آزادسازی قصر شیرین و نفت شهر،- نزدیک شدن به شهر اشغال شده قصر شیرین،- انهدام قوای دشمن،- جلوگیری از آرامش نیروهای دشمن در جبهه میانی بود که با همکاری ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلای اسلامی انجام گرفت.
عملیات مطلع الفجر
منطقه عملیات
منطقه عملیاتی دارای دو محور عمده بود: سرپل ذهاب و گیلان غرب. محور سرپل ذهاب علاوه بر ارتفاعات متعدد از جمله  برآفتاب دارای تنگه های استراتژیک حاجیان، کورک قاسم‌آباد می‌باشد که از طریق آن‌ها جاده گیلان غرب‌– قصر‌شیرین و سایر خطوط مواصلاتی عقبه دشمن در دید و تیر قرار می‌گرفتند. در محور گیلان غرب که از وسعت بیشتری نسبت به محور سرپل ذهاب بر خوردار است، ارتفاعاتی همچون شیا‌کوه، سرتتا، چرمیان، دیزه کش، بزنیلی و نیز چند قله دیگر وجود دارند.

طرح عملیات
سه معبر اصلی در نظر گرفته شده بود. یک معبر از ارتفاعات سنبله در جنوب پادگان ابوذر شروع شده و به ارتفاعات بر آفتاب می‌رسید و در نهایت پس از قطع جاده گیلانغرب با قصرشیرین در منطقه سرتتان و تنگه قاسم‌آباد در محورگیلان‌غرب تلاقی می‌کرد.
گروه ضربت تیپ ۵۸ ذوالفقار می‌بایست تانک‌های دشمن در قاسم‌آباد را منهدم می‌کرد و ضمن هموار کردن راه عبور تانک‌های خودی، جاده گیلانغرب به قصر‌شیرین را مسدود می‌نمود.
دو معبر دیگر در منطقه عمومی غرب گیلانغرب انتخاب شده بود. یک معبر با استفاده از جاده آسفالت گیلانغرب– قصر شیرین و روستای آوزین به سمت غرب تک می‌کرد و با نیروهای معبر شمالی (معبر اول) الحاق می‌کرد. معبر سوم نیز از ارتفاعات چغالوند و داربلوط شروع و در نهایت به چرمیان، شیاکوه ختم می‌گردید. خاطر نشان می‌شود هر یک از معابر اصلی دارای چند معبر فرعی بود و اهداف مستقلی را تامین می‌کرد. کنترل و هدایت عملیات نیز توسط چهار پاسگاه فرماندهی انجام می‌شد. این پاسگاه‌های فرماندهی با نام‌های امام‌خمینی، شهید رجایی، شهید باهنر و شهید بهشتی انجام وظیفه می‌کردند. هدایت و کنترل کامل عملیات با مرکز فرماندهی امام‌خمینی بود.

شرح عملیات
وضعیت خاص منطقه و بُعد مسافت در محورهای مختلف و لزوم راهپیمایی در بعضی از معابر ایجاب می‌کرد که زمان آغاز درگیری با دشمن، ساعت ۳ بامداد تعیین گردد. ولی با وجود مشکلاتی نیروها از مسیر اصلی منحرف شدند که موجب شد تا عملیات زودتر از ساعت مقرر انجام شود. با شروع عملیات، واکنش دشمن بسیار سریع بود و موفق شد از پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند. در محور سرپل ذهاب، قوای خودی توانست جاده گیلانغرب– قصر شیرین را مسدود کنند.
درگیری در محور گیلانغرب نیز به روشنایی روز کشیده شد و نیروهای عمل کننده در این محور موفق شدند با تحمل تعدادی شهید و مجروح ارتفاع شیاکوه را به تصرف خود درآورند.
تلاش قوای خودی در طول روز اول عملیات، در همین حد باقی ماند و نیروهای عراقی توانستند با بررسی مواضع نیروهای مهاجم، در شب دوم عملیات، در محور شیاکوه پاتک کنند. این پاتک با مقاومت و هشیاری نیروهای طرف مقابل خنثی شد و نیروهای عراق بدون کسب نتیجه، عقب رانده شدند. در پی آن، آتش دشمن بر تمام محورها شدت یافت. در نتیجه ابتدا نیروهای خودی مستقر در محور دیزه‌کش عقب‌نشینی کردند.
عقب‌نشینی‌های مزبور که بدون هماهنگی با فرمانده عملیات انجام شده بود، موقعیت محور سرتتان را به خطر انداخت در مجموع، در حالی که پس از گذشت سه روز از شروع عملیات فقط ارتفاعات شیاکوه وبرآفتاب در اختیار نیروهای خودی قرار داشتند، پاتک‌های سنگین دشمن از یک سو و عدم امکان پشتیبانی از نیرو(به علت فاصله زیاد خط مقدم با عقبه) از سوی دیگر، موجب شدند پس از ۱۷ روز مقاومت، ارتفاعات مذکور مجدداً به تصرف دشمن درآید.

قوای خودی
الف– سپاه: ۱۱ گردان پیاده
ب– ارتش: تیپ ۵۸ ذوالفقار به استعداد ۳ گردان، گردان‌های ۲۱۱ و ۲۶۵ زرهی و یک گردان از گردان ۲۹۰ زرهی
ج– ژاندارمری: ۱ گردان

استعداد دشمن
الف قبل از شروع عملیات
*تیپ‌های ۲، ۵ و ۳۹ پیاده کوهستانی
*یک گردان از تیپ ۲۲ پیاده کوهستانی
*گردان تانک لشکر ۴ پیاده کوهستانی
*یک گردان نیروی مخصوص

ب بعد از شروع عملیات
* تیپ‌های ۴۲۵ و ۵۰۳ پیاده
*یک گردان از تیپ ۴ پیاده کوهستانی
*یک گردان ازتیپ ۴۱۲ پیاده
*پنج گروهان کماندویی

نتایج
اگر چه قوای جمهوری اسلامی نتوانستند اهداف به دست آمده در این عملیات را تثبیت کنند. ولی آن‌ها موفق شدند در جریان ۱۷ روز درگیری ضمن وارد آوردن تلفات زیاد بر دشمن(۲۰۰۰ کشته و زخمی و ۱۴۰ اسیر) تجاربی را برای انجام عملیات‌های بعدی به دست آورند. از جمله این تجارب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
*در این عملیات ۲۰۰۰ نفر کشته زخمی و ۱۴۰ نفر هم اسیر شدند.
*در ادغام نیروهای سپاه و ارتش علاوه بر مساله فرماندهی، آنچه که در هدایت نیروها تعیین می‌باشد، سیستم مخابراتی است. سیستم مخابراتی عملیات کاملا تحت اختیار تیپ ذوالفقار ارتش قرار داشت و، هدایت نیروها در طول عملیات با مشکلاتی مواجه شده بود.
*در مناطق مشکل و کوهستانی، تدارک و پشتیبانی نیروهای عمل کننده امری بسیار حیاتی است.
*برخلاف دشمن، آتش قوای نظامی ایران در مواضع دشمن روی ارتفاعات اندک و بی‌تاثیر بود. این موضوع علاوه بر کمبود مهمات به ضعف دیده بان‌های ارتش باز می‌گشت. فرماندهان سپاه در این عملیات دریافتند که باید حتی‌الامکان یک گروهان دیده‌بانی آتش تشکیل داده و ضمن آموزش آن‌ها، حداکثر بهره‌برداری را از حداقل آتش موجود در مناطق ببرند.

در حال تکمیل...

https://pgolf.ir/vdca.en6k49nue5k14.html
نام شما
آدرس ايميل شما